184
صفا در صفا
ياسر جمالى
هنگامى كه در «ميقات» فرود مىآيى و جامههاى دوخته را از تن دور مىريزى، جامۀ گناه و جامۀ دنيا را از خود جدا مىكنى و جامۀ طاعت و بندگى را به خود مىپوشانى كه «بندگى» زيباترين واژۀ زندگى است.
به هنگام «غسل كردن» تن را از لغزشها و گناهان شستشو مىدهى و در نزد پروردگار نسبت به گناهان اقرار و توبه مىكنى.
آنگاه در مسجد شجره «مُحرم» مىشوى و آرزوى محرم شدن، تو را به وجد مىآورد.
آن هنگام كه پيمان حجّ مىگذارى، پيمانهاى غير الهى را زير پا مىنهى. گسستى تازه و پيوندى زيبا. آن زمان كه لبيك مىگويى، متعهد مىگردى بندگى حقّ كنى و دست خدمت بر سينۀ نهى. «لَبَّيْك ، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ، لَبَّيْكَ لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك...».
آن هنگام كه به كعبه مىنگرى، آن را در ذهن خود حفظ مىكنى؛ چرا كه سنگ نشانى است تا ره گم نكنى. آن چهار ديوارى، چهار گوشۀ دلت را به پرواز مىخواند.