178اكنون كه به در خانهات ايستادهايم، از تو مىخواهيم تا درگذرى از آن همه گناه.
خداوندا ! تنها تو شايستۀ پرستشى. از تو مىخواهيم تا هدايتمان كنى به راهى كه به سوى توست و راهى كه اگر به آن راه برويم خشنودى تو پاداش ماست. و اكنون كه كولهبار معصيت بر دستهايتان سنگينى مىكند.
خداوندا ! يا رحمان، يا رحيم و يا ارحم الراحمين.
دستهاى نيازمان به سوى توست.
اينجا اوج خلوص است. فكرها به سوى بالاست و به بالاتر مىنگرى. به اوج معرفت و حضور؛ معرفتى كه اگر به آن دست يابى به سرچشمۀ رستگارى رسيدهاى و اكنون بايد بيدار شوى؛ بيدارىِ مطلق، پردهها را كنار بزنى و چشمهايت را بگشايى و خوب بنگرى.
امّا آمدنت بايد آغازى باشد، آغاز يك بيدارى، آغاز تحوّلى بزرگ و اگر عملت با خلوص و پاكى نيّت باشد بيدارتر مىشوى. اكنون كه اين همه عظمت را ديدهاى بايد متواضعتر شوى.
در اينجا بايد از قانتين باشى، آنان كه با كمال خضوع در پيشگاه پروردگارشان قنوت مىكنند، در اينجا و در همه جا. و چه خاضع و متواضعند آنان كه عظمتها را ديدهاند.
اينجا خود را هيچ مىانگارى. مىدانى كه هيچ هستى و از آن كمال و نور مطلق و يگانه و واحد و بىنياز و رحمان و رحيم مىخواهى تا هدايتت كند. اَللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا