148درمىآورد، هر نقشۀ خائنانهاى را نقش بر آب مىسازد و با اجراى قوانين مُتقنۀ آسمانى و تحكيم مبانى عدل اجتماعى، يك زندگى سراسر سعادت و رضايت، توأم با عزت و سيادت جهانى بهوجود مىآورد.
جمال كعبه چنان مىدواندم به نشاط
كه خارهاى مغيلان، حرير مىآيد
«لَبَّيْك ، اللَّهُمَّ لَبَّيْك ، لَبَّيْكَ لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْك ، لاٰ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك»
دست حاجت چو برى پيش خداوندى بر
و امّا:
«إذا أَرَدْتَ الحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ للّٰهِِ تَعالىٰ مِنْ كُلِّ شاغلٍ» .
«چون ارادۀ حج كردى، دل را از هرچه كه از خدايت بازدارد برهنه و عريان ساز.»
گاه آن آمد كه با مردان سوى ميدان شويم
زيرا حج، پياده گشتن از مركب گناه است پيش از سوار شدن بر مركب راه. خالص نمودن نيت است در قصد زيارت. محض امتثال امر و اطاعت است به هنگام توانايى و استطاعت.
و كسى كه قصد خداكرده و جامۀ احرام پوشيده و لبيك گفته و استلام حجرالاسود نموده و پيمان بندگى با خدا بسته است، بايد اين آيۀ قرآن، برنامۀ هميشگى زندگيش باشد:
...لاٰ فُسوقَ وَ لا جِدالَ في الحَجِّ... 1
«سخنان ناپسند؛ از دروغ و غيبت و ناسزا، به كلّى متروك؛ منازعه و پرخاشگرى و ماجراجويى از صفحۀ زندگى بركنار.»
زيرا چشمى كه نقش خانۀ معبود را در مردمكش جا داده است، روا نيست كه گذرگاه مناظر شيطانى ضدّ خدا گردد؛ و گوشى كه در آن مراكز حساس، از همهجا نغمههاى آسمانى، اذكار و تلاوت آيات قرآن شنيده است، روا نيست كه بار ديگر به پليدى آواى هوسانگيز مردان و زنان آلوده، ملوّث گردد.
پايى كه قدم به مطاف كعبه و مسعى نهاده و در موقفهاى عرفات و مشعر ايستاده، هرگز سزاوار نيست كه قدم به اماكن فساد و مراكز گناه بگذارد.