52عدهاى از دانشمندان ايرانى نيز در اين دوره از ايران به نجف مهاجرت كرده بودند كه شمار اين علماى مهاجر به حدود ده هزار نفر مىرسيد؛ لذا بوستان علم در ايران و عراق به خاطر اهتمام و عنايتى كه نسبت به اهل علم مبذول مىگرديد سرشار از مناظرى خوش و ميوههايى مطبوع بود، تا آنكه در زمان محمد على شاه انقلاب و آشوبى پديد آمد، اهل علم دچار وضع نابسامانى شدند و ارتباط ايران با علماى مهاجر عراق قطع شد؛ و لذا ناگزير شدند به ايران مراجعت كنند.
در ايام حكومت قاجارها مطابع و چاپخانههاى چاپ سنگى پديد آمد، از رهگذر آن بسيارى از كتب فقهى و دينى و ساير فنون علم انتشار يافت و نفوذ روحانيّت تمام بلاد ايران و سرزمين اين مملكت - اعم از شهر و كوه و دشت و بيابان - را زير پوشش داشت تا حكومت قاجارها منقرض گشت.
خلاصۀ سخن آنكه: ايران در قرن اول هجرى - پس از آنكه مسلمين آنرا فتح كردند - با ولا و محبت نسبت به اهلالبيت عليهم السلام آشنايى نداشت. و در قرن دوم همزمان با حكومت امويان بود كه تشيع در آن ريشه دوانيد و مردم با ولاى اهلالبيت عليهم السلام تاحدّى مأنوس شدند.
تشيع در اواخر قرن دوم و سوم - در ثلث اول دوران حكومت بنىعباس و پس از اقامت امامرضا عليه السلام در خراسان