187بدينگونه، مسيلمه بهدست ما، هلاك گرديد. 1
و اين مضمون ماجراى تبرئۀ قاتل حضرت حمزه بود كه بخارى آن را نقل كرده است. البته همراه با تغيير و اصلاح و با حذف جملاتى كه بيانگر روحيۀ شقاوتپيشۀ وحشى است.
و متن كامل آن را ابن كثير از ابن اسحاق، پيشواى مورّخان چنين آورده است كه: جعفر بن عمر مىگويد در دوران معاويه، در مسير خود به دمشق، بههمراه «عبيداللّٰه بن عدى» وارد «حِمص» شديم و از شخصى سراغ وحشى را، كه در اين شهر سكونت داشت 2 گرفتيم تا چگونگى بهشهادت رسانيدن حمزه را از زبان خود او بشنويم. راهنماى ما در ضمن معرفى منزل وحشى گفت: چون او دائمالخمر و هميشه سرمست است، در صورتى مىتواند به پرسش شما پاسخ دهد كه در حال عادى باشد و گرنه او را به حال خود رها سازيد و از پرسش و پاسخ صرف نظر كنيد. 3
و اكنون در اين ماجرا، اين پرسش مطرح مىشود كه آيا