170بيشتر، براى عدّهاى عيّاش ارمغان مىبرد و آنگاه كه رسولاعظم صلى الله عليه و آله او را منع و ملامت مىكند، با نگاه تند و كلماتى دور از ادب، آنحضرت را تهديد مىكند؛ بهطورىكه پيامبر خدا از ترس جانش قهقرى و به عقب برمىگردد و حمزه را به حال خود مىگذارد!
سازندگان اين داستانِ سرا پا كذب و دروغ، سرانجام چنين نتيجه گرفتهاند كه طبعاً پيامبر خدا پس از اين پيشآمد از عمويش حمزه منزجر و ناراضى بوده و چون اين ماجرا در آستانۀ جنگ احُد رخداد، روشن نيست كه آيا در اين فاصلۀ كوتاه، حمزه رضايت پيامبر را جلب و رنجش خاطر او را برطرف كرد يا شهادت او توأم با تكدّر خاطر و انزجار رسولاللّٰه به وقوع پيوست!
سازنده اين داستان كيست؟
همانطور كه دانستيد، راوى اين داستان، كه آن را به امام سجاد عليه السلام نسبت داده و از زبان آنحضرت نقل كرده، زهرى است و ما اكنون در اينجا از بررسى متن اين افسانه كه با كمترين دقت مىتوان جعلى و دروغ بودنِ آن را فهميد، صرفنظر مىكنيم و تنها به معرفى ناقل و سازندۀ آن، كه دهها داستان ديگر در نكوهش اهلبيت و اميرمؤمنان عليه السلام پديد آورده است، مىپردازيم كه با شناخت وى، ارزش همۀ اين داستانها و عمق كينه و دشمنى او نسبت به اهلبيت عليهم السلام روشن خواهد شد.
يكى از كسانى كه بهدستور خلفاى اموى در جعل و نشر