168ساختن شخصيت آنحضرت، قدم فراتر نهاده و محور ديگرى را نيز برگزيدند و آن اينكه با ساختن داستانها و افسانهها و نسبت دادن مطالب ضدّ اخلاق به آن سيد شهيدان، به تحقير و تقبيح و همچنين ايجاد نفرت و انزجار نسبت به مقام والا و ارجمندش پرداختند.
براى نمونه، در يكى از اين افسانهها و داستانهاى ساختگى، كه باز در صحيح بخارى نقل شده، حضرت حمزه به شرب خمر و مست شدن و شكافتن كوهان و پهلوى شترهاى زندۀ علىبن ابىطالب و بيرون آوردن جگر آنها متهم گرديده است و بالأخره جسارت و تهديد نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله را به مرحلهاى رسانيده كه آن حضرت هنگام مواجه شدن با حمزه، از ترس جانش عقب عقب برگشته است!
با توجه بهطولانى بودن متن عربىِ اين افسانۀ ساختگى، ترجمۀ بخشى از آن را در اينجا مىآوريم و خوانندۀ ارجمند را به متن مشروح آن در صحيح بخارى ارجاع مىدهيم. 1
بخارى از ابن شهاب زهرى نقل مىكند كه گفت: علىبن الحسين، از پدرش حسينبن على و او از پدر خويش علىبن ابىطالب برايم نقل كرد: من دو نفر شتر داشتم كه در كنار خانۀ همسايه مىخوابيدند، روزى ديدم كه كوهان آنها زنده زنده دريده و پهلويشان شكافته شده و جگرهايشان را در آوردهاند.
با ديدن اين منظره، به شدت متأثر شدم و اشكم روان گرديد،