122
سه اشكال در اين حديث:
اگر اين حديث صحيح باشد، به نظر ما با سه اشكال عقلى مواجه مىشود و اين اشكالات جعلى بودن آن را به اثبات مىرساند:
1 . در آن هنگامۀ جنگ و شدّت حملۀ دشمن، كه جز برانداختن اسلام و ريشهكن ساختن درخت نوپاى توحيد هدفى نداشت و با وجود آنهمه شهيد و مجروح و با به خطر افتادن جان رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ، متصوّر نيست كه پيامبر اسلام به يكى از يارانش دستور دهد سلاح را كنار بگذارد و ساكت و آرام تماشاگر صحنۀ جنگ شود و هيچ واكنشى از خود نشان ندهد، در صورتى كه هر يك از صحابۀ ديگر را به نحوى تشجيع و بر حمله و دفاع ترغيب مىنمود.
2 . در چنان وضعيتى كنار گذاشتن سلاح و دور ساختن وسيلۀ دفاع، ناقض غرض و عامل تضعيف شخص و تشديد خطر و موجب تجرّى دشمن و منافى با حفظ جان وى خواهد شد.
3 . به فرض كه ابوبكر طبق دستور پيامبرخدا صلى الله عليه و آله از هر حركتى امتناع ورزيد و به حكم «شمّ سيفك» قتل و قتالى از وى سر نزد، ولى اگر او در صحنۀ جنگ حضور داشت، دشمن خونخوار از چه كسى دستور گرفته بود كه «شيموا سُيُوفَكُم» ؛ «چون به ابوبكر رسيديد شمشيرها را غلاف كنيد و بر وى آسيبى نرسانيد؟!»