160
ولى البته انجامش به عنوان اينكه از ناحيۀ شرع است يا آن را براى ديگرى شرعى قرار مىدهد، ممكن است و اين همان تشريع و ادخال در دين است، گرچه شخص متشرع، خود معتقد به ثبوتش از ناحيه شرع نباشد، و اين همان بدعت است.
بر همين اساس، بر نوآوريهاى خلفاى جور، بدعت اطلاق مىشود. مثل اذان سوم در روز جمعه، شستن پاها در وضو، شستن صورت در وضو براى بار سوم، جماعت در نمازهاى نافله با اينكه آنها معتقد به ثبوت از ناحيه شارع نبودند، بلكه خودشان آنها را در دين داخل كردند.
خلاصه مناط در «بدعت»، «تشريع» و «ادخال در دين»، قرار دادن چيزى است به عنوان شرع براى ديگرى، و ازجمله احكام شرع براى او، نه براى خود شخص؛ چرا كه چنين چيزى غيرممكن است. پس بدعت فعلى است كه غير شارع، بدون دليل شرعى آن را به عنوان يك امر شرعى براى ديگرى مقرّر كند، اما افعال خارج از اين محدوده، اصطلاحاً بدعت و تشريع نيست.» 1