124وضع قوانين و مقررات فراوان در زندگى انسان، از مراحل قبل از تولد تا پس از مرگ، همگى حاكى از دخالت دين در دنياى مردم است.
اگر دين نسبت به دنياى مردم بى تفاوت بود و آن را به خود انسانها واگذار مىكرد نيازى به بيان احكام بى شمارى در زمينههاى مختلف اجتماعى و سياسى نبود. به احكام روابط خانوادگى، اجتماعى، قضايى و جزايى احتياج پيدا نمىشد. حضور دين در اين صحنهها نشانگر دخالت دين در اجتماع و سياست و زندگى دنياى مردم است. اگر كسى نگرشى جامع به دين داشته باشد، اذعان خواهد كرد كه «دين سياست مدن و راهنماى صراط مستقيم لاشرقيه لاغربيه است. دينى است كه عبادتش توأم با سياست و سياستش عبادت است.» 1
2 - شؤون و اختيارات پيشوايان دينى
پيشوايان دينى، چه آنان كه در صحنۀ اجتماع و سياست حضور داشتند و چه آنان كه ظاهراً در انزوا به سر مىبردند، تنها عهده دار تأمين سعادت اخروى مردم نبودند، بلكه