80مىگذارد، بىشك براى روزهاى آيندهاش ذخيره سازى مىكند. آنكه با اشتياق و عشق، بر «حجرالأسود» بوسه مىزند، پيوند خويش را با «صراط خدا» محكم مىكند. آنكه شبهاى حرم الهى را كه غرق در نور است، درك مىكند و در فضاى آكنده از «سبحان اللّه» و «اللّه اكبر»، تنفس مىكند، بخواهد يا نخواهد، فطرت خداجوى خويش را از آفات و انحرافات بيمه مىكند.
چه بسيار ارادهها و آهنگهاى قوى و تصميمهاى جدى بر «پاك ماندن» و «مسلمان زيستن»، كه زاييدۀ همين مشاعر و مناسك و مواقف كريمه است.
آنچه در روايات، از تأثير پذيرى زائر از اين مناسك به عنوان «نور حج» ياد شده، حقيقتى انكارناپذير است.
حاجى، نورانى مىشود. نه شفافيّت چهره و پوست، بلكه آن تلألؤ روحى و درخشندگى معنوى كه در دل و جان خويش حس مىكند. چشمهاى از صفا و يقين در جانش مىجوشد.
امّا نبايد زلال اين چشمه را بيالايد.
بسيارى از زندگيهاى آلوده به گناه، در سايۀ اقدام به اين سفر معنوى، در مسير طهارت و پاكى جريان مىيابد. پس نبايد تنها برخى رفتارهاى سبك و نامطلوب بعضى از زائران را ديد و از «روند سازندگى» در اعمال حج، نااميد شد.
آن جلوههاى روشن و شاخصههاى تابنده، كمتر به چشم مىآيد و برعكس، ناخوشاينديها و زشتيها، خود را