79را، مفهوم عبوديّت را، بيشتر و بهتر درك مىكنى. اينجا سرزمين «معرفت و شناخت» است.
اين نيز، درسى از اين سفر است.
تأثير پذيرى زائران ما از «حج» متفاوت است.
گاهى آنچه در ظاهر ديده مىشود، مثل اشتياق به خريد، توجّه به نوع خوراك يا برخى عملكردهاى قشرى گرى در اعمال و مناسك، سبب مىشود كه از جلوههاى درونى اين سفر غافل شويم و از هم ولايتيهاى خويش گلهمند باشيم.
ولى... آن چه به صورت يك جريان معنوى و مداوم، در روح و جانِ بخش عمدهاى از زائران رسوب مىكند، ناپيداست. همان گونه كه گياه، بتدريج رشد مىكند و همان طور كه نهال، كمكم ريشه مىدواند و قوى مىشود و شاخ و برگ پيدا مىكند و ميوه مىدهد، «حج» نيز چنين است. مثل نمنم باران، زمين تشنۀ روح را سيراب مىكند و همچون تابش خورشيد، حرارتِ ايمان را تا اعماق جانها نفوذ مىدهد و آفتهاى شك و دودلى و وسوسه را مىزدايد.
جوانهاى كه امروز، بر شاخۀ وجود يك «زائر» رشد مىكند، فردايى نه چندان دير، ميوه خواهد داد.
آنچه را به عنوان يك «انقلاب روحى» و «تحول ايمانى» در همينجا پيش مىآيد نيز، نبايد فراموش گردد.
آنكه در «حجراسماعيل»، عاجزانه خود را به ديوار كعبه مىآويزد و چهره بر اين سنگهاى مقدس و متبرّك