81پرستش است، و پيدا است كه اين طواف در تنگناى حركت فيزيكى و گردش صورى و ظاهرى و مادى محدود نيست، و بايد قلب و دل آدمى در پويش و گردش و در جستجوى خدا باشد. خانۀ خدا و طواف تن و اندام نمودارِ خدا و چرخش روح و دل مىباشد، و چنانكه اشاره خواهيم كرد. طواف تن و اندام در عالمِ شهود نردبانى است به عالم غيب و ملكوت.
نكتۀ قابل توجه در انجامِ اين فريضۀ پرشور، كه جلوه و نمايانگرِ كمالِ عبوديت و بندگى و محو شدن در جمال ربوبى است، اين است كه در ميانِ جمع و انبوه انسانها برگزار مىشود. طوافِ جمعى جلوهاى است از تجمع و همبستگى مردم با يكديگر تا به مددِ قلبهاى پاكى كه با اصحاب و خداوندگارانِ آن با او همراهى مىكنند بتوان در پيشگاه پروردگار قربى به هم رسانده و خواستههاى او در كنارِ جمع به استجابت و پاسخ مثبت بارور شود؛ و با سپردن خود به انبوه طائفان در گردابِ انسانيت محو شده و با از خود گذشتن و به جمع پيوستن، خداى را باز يابد.
طواف نمايشى است از عبادتِ جمعى كه بايد طائف، خويشتن را ناگزير از هماهنگى با برادران ايمانى خود ساخته و از تك روى بپرهيزد، تن را از تنهايى و استقلال برهاند؛ چنانكه بايد دل را از استبداد و انزوا از ديگران رها سازد. او نمىتواند در جهتِ مخالفِ با ديگران بچرخد چنانكه نمىتواند راهى براى خود در جهتِ مخالفِ ايدۀ آنان بپويد. اين حركت موزون و زيبا و دل انگيز و سامان يافته، هشدارى به مسلمين است كه تجمع و همبستگى و همرهى را در هيچ امرى از امور زندگانى مورد غفلت قرار ندهند كه تفرقه وتكروى، آنان را طعمۀ گرگان خونخوار قرار داده و دشمنانِ سوگند خوردۀ قرآن و اسلام چون لاشخوران و كفتارانى بر