80منظور پرستش خداى يكتا بنا شده و تكريمى است به يكى از مظاهر توحيد و يكتا پرستى.
و چون حاجى، كعبه و جلوهگاهِ معشوق و معبودِ خود را مىبيند، عاشقانه همچون پروانه گرد شمعِ مظهر حقيقى پاك كه خداى متعال است به گردش در مىآيد و آنقدر بر پيرامون اين شمع به گردش و پرواز روحى ادامه مىدهد تا بال و پر تمايلات عصبى به دنيا واِخْلاد و دلبستگى به آن بسوزد، و چون خاكستر در تند باد جماعت انبوهِ طائفين از پيرامون دل و جانش بپراكند و هر چه ناخالصى در وجودش راه يافته زدوده و سترده شود، و وجودش سراپا عشق به خدا گردد.
حجر الاسود نقطۀ آغاز و مبدأ اين طواف است؛ استلام و تقبيل آن عبارت از كارى است كه از عشق و علاقه به مبدأ حقيقىِ عالم، يعنى آفريدگارِ جهان بازگو مىكند. امتى كه شبانه روز به صورتِ تكليفِ واجب و الزامى بايد پنج بار به سوى اين خانه كه عاليترين مظهر توحيد است نماز را اقامه كند شايسته مىنمايد با طواف پيرامون بنائى كه ابراهيم براى شرك زدايى و ترويج توحيد پىريزى كرده است اظهار ادب نمايد.
مرحوم فيض كاشانى مىگويد: «بايد حاجى بداند در طواف، خود را به فرشتگان مقربى كه پيرامون عرش را احاطه كرده و برگردِ آن طواف مىكنند همانند ساخته است. نبايد تصور كند كه هدف از اين طواف آن است كه كالبد و بدن خود را پيرامون كعبه به گردش درآوَرَد؛ بلكه مقصود اين است قلبش از رهگذر ذكر و يادِ صاحبِ خانه به گردش و چرخش افتد تا ذكر جز به او ابتدا نشود و جز به او خاتمه نيابد؛ چنانكه طواف كننده طواف را از خانه و حجرالأسود آغاز و بدان ختم مىكند.
آرى طواف، نشانگر اوج محبت و مُنتهاى عشق الهى در عبادت و