63- يا صرفاً به نهادن قرآن در طاقچۀ منزل و نگهدارى آن در خانه، تبرك مىجستند و شايد براى هيچگاه اين مصحف آسمانى را از هم نمىگشودند و به عنوان غريبترين و فراموش شده ترين پديدههاى خانه و منزل به شمار مىرفت.
گرچه همين اوضاع احياناً هم اكنون معمول و متداول است و كارى است كه نبايد از آن خرده گرفت، يقيناً اين رابطه با قرآن كريم رابطه و پيوندى است كه محبوب خدا است؛ ليكن سخن در اين است كه آياخويشاوندانِ قرآن؛ يعنى افراد مسلمان مىتوانند اسلام و پيروى از قرآن را به اينگونه امور محدود سازند و نشان آنها ازاسلام همين باشد؛ اما خود آنها در مسيرى زندگانى كنند كه در اين مسير نمىتوان كمترين پيوند و خويشاوندى با قرآن را در آن جستجو كرد؟
امام و نقش او در نفوذ اسلام و قرآن در زندگانى:
قرنها - كمابيش - موضع مسلمين در برابر قرآن موضعى بود كه با قرآن كريم و اسلام پيوندى در خورِ قرآن، آنچنانكه بايد برقرار نكرده بودند، اگر چه در بيگانگى از آن به سر نمىبردند. جريان تاريخ و ترفندهاى استعمارگران، افكار مردم را نسبت به اسلام به بيراهه سوق داد و در اذهان آنها اين انديشه را خوش نشين ساخت كه اسلام و قرآن نمىتواند پاسخگوى زندگانى در هر عصر و به ويژه در عصر پيشرفت تمدن باشد! و بالاخص استكبار و استعمار غرب به اين انديشۀ كاذب دامن مىزد و آنچنان چهرۀ اسلام و قرآن را در نظر خويش و بيگانه مُشَوَّه و نامرغوب وانمود مىساخت كه خويشاوندانِ قرآن به گسستن از اين پيوند افتخار مىكردند و صله رحم را به قطع رحم وا مىسپردند.