154اعراب به علّتِ تشخّص و خود را تافتۀ جدا بافته دانستن، از گوشتِ قربانى نمىخوردند ولى اسلام دستور داد اندكى هم كه شده از گوشتِ قربانى بخورند تا ميان اغنيا و فقرا مساوات و مواسات برقرار شود.
قرطبى در بحث از وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ؛ نوشته است: 1
فقير صفت بائس است و بائس كسى است كه بؤس و شدّت فقر، او را فرا گرفته باشد. يقال: بئس، يبأس، بأْساً؛ افتقر، فهو بائسٌ.
وگاه «بائس» بركسىكه حادثهاى براىاو رُخدادهباشد، اطلاق مىشود.
بَؤُسَ، يَبؤس، بَأْساً؛ اذا اشتدَّ. 2
نويسندۀ مسالكالأفهام، ذيل بحث از آيۀ مزبور، نوشته است: 3 به قول زمخشرى عبارت «وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ» كنايه است براى ذبح و نحر ؛ زيرا مسلمانان در هنگام ذبح و نحر، نام خدا را بر زبان مىآورند و اين خود دليلى است بر اينكه غرضِ اصلى، تقرّب به خدا و به ياد خدا بودن است.
دنبالۀ آيه هم كه گفته شده: ...فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ مىتواند قرينهاى باشد براى تأييد سخن زمخشرى؛ زيرا امر به خوردن و خوراندن، معمولاً پس از ذبح و نحر است.