83آيا سزاوار است كه در خانۀ او نماز خربزهاى بخوانى؟
فوراً متوجه عيب خود شده و بر خود لرزيدم،خواستم دامنش را بگيرم،ولى او را نيافتم. 1
طمع به خداى بزرگ
نويسندۀ كتاب«نشان از بىنشانها»مىنويسد:
پدر بزرگوارم (مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى) فرمودند:در سفر حج وقتى وارد حجاز شديم،چون پولى همراه نداشتم و شريف مكه نيز مبلغى پول به عنوان«خاوه»از هر مسافر دريافت مىكرد،ناچار با عدهاى كه مايل به پرداخت وجهى از اين بابت نبودند،از راه فرعى ازجده عازم مكه شديم.در بين راه به مأمورين حكومتى برخورديم و آنان مانع حركت ما شدند و گفتند:در اين محل بمانيد تا مأمورين وصول«خاوه»بيايند و پس از پرداخت پول به راه خود ادامه دهيد.در غير اين صورت حق ورود به مكه را نداريد.
همگى در سايه چند درخت خرما به انتظار مأمورين وصول نشستيم.
تمام همراهان پولهاى خود را حاضر كردند و به من گفتند:شما نيز پول خود را حاضر كنيد.گفتم:من پولى همراه ندارم.گفتند:اگر طمع دارى كه ما به تو پول دهيم،پولى به تو نخواهيم داد،اگر هم پول ندهى،نمىتوانى به سوى خانۀ خدا بروى.گفتم:من به شما طمع ندارم،بلكه به خداى بزرگ طمع دارم كه مرا يارى نمايد.گفتند:در اين بيابان عربستان،خداوند چگونه تو را يارى خواهد كرد؟ گفتم:در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شده است:«هركس به خاطر رضاى خدا به مردم خدمت كند و مزدى