177الحرام مرد عرب بيابانى را ديدند كه پردۀ كعبه را گرفته بود و مىگفت:
«اى صاحب خانه،خانه خانۀ تواست و مهمان نيز مهمان تو.هر مهمانى از ميزبانش نيكى مىبيند،پس امشب احسانت به من،آمرزش گناهانم باشد.»
اميرالمؤمنين عليه السلام به ياران خود فرمودند:آيا نشنيديد سخن اعرابى را؟ گفتند:آرى شنيديم.حضرت فرمود:خداوند كريمتر از آن است كه ميهمانش را براند.
شب دوّم ديدند بار ديگر اين مرد آمده و خود را به ركن چسبانده مىگويد:
«يا عزيزاً فى عزّك،فلا أعزّ منك فى عزّك،أعزّنى بعزّ عزّك فى عزّ لا يعلم احد كيف هو،أتوجّه اليك و أتوسّل اليك بحق محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله عليك...».
سپس اميرالمؤمنين عليه السلام به ياران خويش فرمودند:«به خدا سوگند! اين اسم اكبر به زبان يونانى است كه حبيب من رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را به من خبر داده است.او بهشت را طلب كرد و خداوند به او عنايت نمود.او از خداوند خواست آتش را از وى بگرداند و خداوند نيز چنين كرد. 1اين داستان را به شكل ديگرى هم نقل كردهاند كه آن را هم ذكر مىكنيم.
حاجت خواستن در حريم كعبه
حضرت على عليه السلام شخصى را ديد كه حلقۀ در بيت را گرفته،مىگويد:
خدايا! خانه خانۀ تو است و مهمان مهمان تو و براى هر مهمانى صاحب خانه ضيافت مىدهد.خدايا! ضيافت مرا آمرزش گناهان من قرار بده و در اين ساعت از من گذشت كن.