131است كه از پا درآيم؛ناچار خود را با زحمت از ميان جمعيت خارج كردم و متحيّر در كنار كعبه (نزديك ركن يمانى كه علامت شكاف ديوار خانه در وقت ولادت با سعادت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در آن جا ديده مىشود) در حالى غير قابل توصيف از شدّت كسالت راه و غربت و تنهايى و از همه بالاتر ناواردى،ايستاده و مشغول درد و دل با پروردگارم شدم و با دعايى خداوند بزرگ را خواندم كه ناگهان يك سيد طلبۀ بسيار متين و مؤدّب-كه در قم و در نجف با او ملاقات داشتم-در لباس احرام مقابلم ظاهر شد و از وضع عجيب و غريب من مطلّع گشت.گفت:شما السّاعه برويد به منزلتان و استراحت كنيد.فردا كه روز هشتم است،اكثر اين جمعيت به عرفات مىروند با اينكه از روز نهم وقت وقوف در عرفات است؛ولى غير از شيعه از همان صبح هشتم،مهيّاى حركت مىشوند و در نتيجه مكّه مكرّمه خلوت مىشود و شما فردا عصر كه خلوت است مشرّف شويد و باخيال راحت اعمال عمرۀ تمتّع را بهجا آوريد.
بدين ترتيب بنده از آن شرايط سخت به لطف حقّ نجات يافتم وعادتاً اين برخورد بجا را در آن شلوغى از جانب غير خداى عزيز دانستن،دور از انصاف است. 1
سفارش در كنار كعبه
روزى جناب ابوذر رحمه الله كنار كعبه ايستاده بود و مردم را موعظه مىكرد و به سفر آخرت تحريص مىكرد.پرسيدند:توشۀ اين سفر چيست؟
فرمود:براى ذخيرۀ قيامت و رهايى از عذاب آن،در شدّت گرما روزه