130عطاء بن ابى رباح-كه از جملۀ بزرگان بود-وارد مجلس شد.همين كه خليفه او را ديد برخاست و او را در پهلوى خود جاى داده گفت:اى عطاء! حاجتت چيست؟ جواب داد:«اتّق اللّٰه فى حرم اللّٰه و رسوله؛تقواى الهى را در حرم خداوند و رسولش رعايت كن».سپس افزود تقواى الهى را در خصوص اولاد مهاجرين و انصار كه توبه جهت آنها به به مرتبۀ خلافت رسيدهاى به عمل آور و عنايتى به اهالى سرحدهاى اسلام كن كه آنها حصار مسلمانانند و از امورات و كيفيات مسلمين خبردار شو،به جهت آن كه تو در نزد خداوند جهت آنها مورد سؤال قرار خواهى گرفت.
عبدالملك گفت:همۀ اينها را گفتى قبول دارم.عطاء از جاى خود حركت كرد.عبدالملك او را رها نكرد و گفت:حوايج مردمان را گفتى، حاجت خودت را هم بيان كن.گفت:به سوى مخلوق هيچ حاجتى ندارم، بلكه به صاحب اين خانه دارم (و اشاره به بيت اللّٰه كرد).عبدالملك گفت:
اين است شرافت و بزرگوارى. 1
در كنار كعبه
نويسندۀ كتاب«شمّهاى از آثار ادعيه و...»مىنويسد:اوّلين تشرّفم به بيت اللّٰه الحرام در سال 1386 ه.ق صورت گرفت.در آن زمان بين«معان» آخرين شهر اردن و«تبوك»اوّلين شهر حجاز شن بود،منطقهاى خستهكننده و خطرناك موسوم به وادى غول كه گاهى اتوبوس قريب نيم متر در شن زرد رنگ فرو مىرفت كه در نتيجه دير به مكّه مكرّمه رسيديم.
اوائل شب هشتم ذى الحجّه بود و از تمام اوقات،جمعيت در مكّۀ مكرّمه و خصوص در مسجدالحرام بيشتر موج مىزد.بعد از آن كه محل شروع طواف را پيدا كردم،آماده گشتم و داخل در جمعيّت طواف كننده شدم.همين كه چند قدمى برداشتم،حالم به شدّت بد شد و ديدم الآن