104تعالىٰ مرا داخل فرمايد در روضه و آن مكانى است در بهشت كه در اخبار وارد شده كه آن مختص به كسى است كه در راه مكّه مىميرد و ديگر آن كه فايز و رستگار شوم به اجتماع با حضرت بقيّةاللّٰه فى الارضين مولاى ما صاحبالزمان عليه السلام چون آن بزرگوار در هر سال در موسم حجّ حاضر است.
پس شيخ حركت كرد و به مكّه رفت.چون از سفر حجّ برمىگشت در ميان راه وفات نمود و به دار باقى شتافت. 1
مولاى ما نزد ما بود
شخصى از اهل مدائن گويد:با رفيقم به حج رفته بوديم؛چون به موقف عرفات رسيديم،جوانى را ديديم نشسته است.گدايى نزد ما آمد، او را رد كرديم.نزد آن جوان رفت و از او درخواست كمك نمود.جوان چيزى از زمين برداشت و به او داد.گدا او را دعا نمود و زياد و جدّى هم دعا كرد.سپس جوان برخاست و از نظرمان ناپديد شد.نزد آن سائل رفتيم و به او گفتيم:به تو چه عطا كرد؟ او به ما ريگ طلايى نشان داد كه قريب بيست مثقال بود.من به رفيقم گفتم:مولاى ما نزد ما بود و ما ندانستيم.
آنگاه به جستوجويش پرداختيم و تمام موقف را گردش كرديم ولى او را نيافتيم.از جمعيتى از اهل مكّه كه در اطرافش بودند،راجع به او پرسيديم.گفتند:جوانى است علوى كه هر سال پياده به حجّ مىآيد. 2
نصب حجر الاسود
جعفر بنمحمد قولويه گويد:به قصد رفتن به مكّه و انجام مراسم حجّ