103خواب بر چشمانم غلبه كرد.وقتى بيدار شدم كه كاروان حج رفته بود و من تنها مانده بودم.
نمىدانستم به كدام طرف بروم؟ وحشت سراپايم را گرفته بود.به يادم آمد آنچه را كه عالم بزرگوار سيد بن طاووس در كتاب امام نوشته كه:اگر كسى راه را گم كرد،با صداى بلند صدا بزند:«يا اباصالح»پس به سمتى متوجه شدم و به آواز بلند صدا مىكردم:يا اباصالح.و مقصودم حضرت صاحب الامر عليه السلام بود.در اين كه حال فرياد مىكردم،عربى را ديدم كه سوار برناقهاى است؛به من فرمود:از كاروان عقب ماندهاى؟
گفتم:آرى.
فرمود:در رديف من سوار شو تا تورا به قافله برسانم.من سوار شدم ساعتى نگذشت كه به قافله رسيدم،مرا پياده كرد و فرمود برو.
گفتم:تشنگى مرا رنجور كرده است.ديدم از زين مركب خود مشك آبى آورد و مرا سيراب كرد.به خدا سوگند! كه هرگز لذيذتر و گواراتر از آن آب نياشاميدهام.پس به كاروان ملحق شدم و متوجه او گشتم.او را نديدم در كاروان جستوجو كردم و هر چه كوشش كردم ديگر او را نديدم. 1
امام زمان هر سال در حج است
مرحوم شيخ عباس قمى حكايتى از شيخ مهدى ملّا كتاب نقل كرده است كه:مرحوم شيخ مهدى در سال آخر عمر خود قصد حجّ كرد.به او گفتند:خوب است به كربلا مشرّف شوى و عرفه را در خدمت حضرت امام حسين عليه السلام باشى كه ثواب حجّ دارد.فرمودند:مىخواهم مكّه روم به دو جهت:يكى آن كه شايد در رفتن يا برگشتن در بين راه وفات كنم و حقّ