99«مدار و لايۀ حركت». هر هسته، كعبهاى است نماينده خدا، تا عاشقان، دست بيعت به او بدهند و سرگردان نشوند و راه گم نكنند. و برگردش، و بر مدارى مشخص، طواف كنند. به نيابت خداى سبحان! چقدر شگفتانگيز است؟! چقدر تكان دهنده است؟! فراتر از عقل و انديشه.
مطاف الكترونها يك مسير نيست كه چند مسير است! مسيرهاى دايرهاى و متحدالمركز، نه دقيقاً در يك خط كه در يك لايه. دقيقاً مانند مطاف خانه خدا! كه زائر در عين اين كه مكلف به چرخش در مسيرى مشخص است، ولى در يك مدار نيست كه در يك لايه است. و اين انعطافى است براى سهولت طواف. مجموعۀ اين انسانها بر گرد محورى به نام كعبه كه آن نيز نمايندۀ خداست در طوافند. اين انسانها و خود كعبه هم كه بر سطح اين كرۀ خاكى قرار دارند، هر شبانه روز در مسير دايرهاى مىچرخند.
اين كرۀ خاكى، و آن كرات ديگر منظومۀ شمسى هم برگرد خورشيد طواف مىكنند! خورشيد و خانوادهاش، و سى هزار منظومۀ ديگر، در مطافى ديگر، كعبهاى ديگر را طواف مىكنند!!
اين كهكشان كه زمين ما در آن قرار دارد با هزاران كهكشان ديگر در مطافى ديگر، كعبهاى ديگر را طواف مىكنند! اين ابر كهكشان كه زمين خاكى ما هم در يك كهكشانش قرار دارد خود با هزاران ابر كهكشان ديگر كعبهاى ديگر را طواف مىكنند.
پس آن پيرمرد عصا به دست، ذرّات وجودش در مطافى كه اگر چند ميليارد بار بزرگتر كنيم باز هم شايد به چشم ديده نشود، طواف مىكنند و تسبيح مىكنند. پروردگار را، آن هم با چه سرعتى؟ با سرعت نور! اللّٰهاكبر! و همزمان خود پيرمرد در مطافى حدود صدمتر، خانۀ خدا را طواف مىكند! و تسبيح مىكند پروردگار عالم را!