145چه؟ اينها خدا را براى چه كسى ثابت مىكنند؟ در حالى كه تمام سلولهاى آنها در حال تسبيح اويند. ذرهّ ذرهّ وجود آنها خدا را فرياد مىزنند. در كتاب يا روزنامهاى خواندم كه آقاى خروشچف كه مظهر شرك و الحاد است، به آقاى دالس آمريكايى گفته بود: «تو اگر پدرت كشيش است، من از تو خداشناس ترم»! آنهايى كه مىگويند منكر خدا هستند، خودشان مىدانند كه دكّان باز كردهاند و شما كه مىخواهيد خدا را برايش ثابت كنيد، خود را خسته و او را لوس كردهايد. اگر به حرف آنها گوش داده نشود، خودشان از خر شيطان پايين مىآيند. هر چه بيشتر در مقابل آنها عكسالعمل نشان داده شود، آنها به دكانشان اميدوارتر مىشوند. اگر دانشمندى بتواند فقط يك ارزن را كاملاً تشريح كند، اگر بتواند يك پشه را كاملاً تشريح كند، ديگر ضرورتى ندارد كه در باب اثبات خدا به خودش زحمت بدهد زيرا كه نشانۀ خدا در همه چيز هست و هر چه هست خداست.
كجا بروم؟
روزهاى آخر است و من از مكه جايى را غير از حرم و يا يكى دو تا هتل و خيابان نديدهام. تمام شب گذشته را در حرم بودم و اكنون ساعت 8/5 صبح است، حداقل لازم ديدم كه يكى دو ساعت بخوابم و خوابيدم.
ساعت 10 كه بيدار شدم، فكر كردم كه چه كار بكنم؟ كجا بروم؟ ديدنىهاى مكه كجاست؟
در هر شهر ديگرى بود، چه ايران و چه خارج، تكليفم روشن بود.
تمام خيابانها را با پاى پياده مىرفتم تا انتهاى شهر ولى در مكه، خانهى خدا را ترك كنم. خانهى چه كسى را ببينم؟!