106حالا آن هاجر به كجا كه نرسيده! در مقامى است كه حتى محمد صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام ، حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، زهرا عليها السلام بر گرد خانهاش طواف مىكنند!!
ياللّعجب! نه يك بار، نه دوبار كه دهها بار! سلاطين، پادشاهان، ملوك و ملكهها و حتى ملائكه، بر گرد خانهاش طواف مىكنند! نه يك بار، نه دوبار، كه هزاران بار! هزاران سال! تا ابد!
عجب رازى در اين كار نهفته است! رازى بزرگ به اندازه؟...
مىخواهم بگويم به اندازه راز آفرينش ولى مىترسم اشتباه گفته باشم! مىخواهم بگويم: اين راز به اندازه رحمت خدا است! اگر مىخواهى حدود رحمت خدا را درك كنى به اين راز بينديش. باز هم مىترسم! ولى به خودم جرأت مىدهم و مىگويم عظمت اين راز به اندازه نادانى من است. من فكر مىكنم كه نادانم ولى چقدر نادانم، نمىدانم. كاش كه مىدانستم.
حالا چه كار دارم به اين كارها، در حدى فكر كنم كه توانايىاش را دارم. از خودم مىپرسم آيا سعى يكى از مقدسترين اعمال انسان، حيوان و نبات است؟ اگر هست، كه هست، براى چه؟ براى بقا، بقا براى چه؟ بقا براى بقا. اين راز را چه كسى مىداند؟ مىدانم كه هيچكس نمىداند غير از خودش. توان ما همين قدر هم نيست كه اين جزئى اطلاعاتى كه راجع به سعى شنيدهايم معنى بكنيم.
مادرى به خاطر جرعهاى آب تمام نيروهاى ناشناختهاش به كار مىافتد و چه اعجازى روى مىدهد! آب از زير پاى فرزندش مىجوشد!!
آهوئى براى دادن شير به بچهاش تمام نيروهاى ناشناختهاش به كار مىافتد، خود را به پاى حضرت ثامنالائمه عليه السلام مىاندازد و كمك مىخواهد، و اعجاز روى مىدهد!