208اين توصيف، «نجاتدهنده» نشاندهنده آن روى سكه و يا مخالف اوضاع رقتبار و آميخته با شكست جمعى از افراد است كه در يك مكان خاص فراگرفتهاند.
لذا مىتوان گفت كه «نجاتدهنده» همان شخص «مرتَقَب» يا «مُنْتَظَر» است كه تجسمبخش اميدى است كه در آينده بهسوى حاضرى كه تاريك است روى خواهد آورد، از اينرو «نجاتدهنده» - مانند اوضاع و احوال فاجعهانگيز و مصيبتبار مردم - نشانگر يك پديده قابل تكرار است و اينگونه نيست كه صرفاً يك واقعهاى باشد كه ممكن است سپرى گردد و ديگر برنگردد، به همين خاطر بايد آن را جزء يك روال ( pattern ) دانست، و نبايد آن را بهعنوان يك پديدۀ انسانى كه مختص جامعه يا فرهنگ خاص است تلقى نمود و اساساً از پايينترين و محصورترين سطوح فردى شروع شده و رفتهرفته به سطوح گستردهتر در چهارچوب امتها و ملتها و با يك معيار تاريخى، توسعه پيدا مىكند كه با مقياس قرنها سنجيده مىشود.
اساساً «نجاتدهنده» در انديشههاى انسانى صورتى از صور «قهرمان» را نشان مىدهد و موضوع «قهرمان» از مفهوم «نجاتدهنده» گستردهتر است، زيرا «قهرمان» ممكن است با اوضاع مصيبتبار در ارتباط باشد و يا نباشد، از اين گذشته «قهرمان» مطابق تخيلات و اميد و آرزوهاى مجموعهاى از بشر ظاهر مىشود كه در اثر آرزوهاى لجامگسيخته و يا نيازهاى شديد و همراه با اصرار بهوجود مىآيد.
با اينكه مفهوم قهرمان در همان چارچوب «نجاتدهنده» قرار مىگيرد، اما در عين حال ممكن است در ابتدا بهصورت يك تخيل جمعى