67مانند خودش نباشد، تا آنكه مؤمنخوار نباشد و خويشتن را خوار نكند و بر غير خودش كلّ نباشد.
و شايسته است كه رفيق او، از او داناتر و باتقواتر باشد تا او از صحبتش فايده برد و به تقليد از او در استكمال نفس خود بكوشد و به ذكر او متذكّر شود.
و خلاصه آنكه با جميع آنچه جا مىگذارد، با دل وداع كند تا حدّى كه هم او از توجّه تام در آنچه قصد نموده است، او را مشغول ندارد و با خود چيزى را كه او را از ياد پروردگار خودش و زيارت و تقرب او مشغول كند، با خود همراه نسازد؛ تا اينكه همّ و قصد او واحد و حال او در خدمت مولايش سرمد و دائم باشد». 1
در اين زمينه مولى محسن فيض كاشانى رحمه الله گفته است:
«حجگزار، بايد بداند كه از عائله و وطن خود جدا شده و در سفرى كه شباهت به سفرهاى دنيا ندارد، رو به سوى خدا آورده است. بايد به ياد آورد كه چه مىخواهد و متوجّه كجا و خواهان زيارت چه كسى است؟ بداند او رو به سوى ملكالملوك آورده و در زمرۀ زائران او قرار گرفته است؛ زائرانى كه حضرتش آنان را به سوى خود فرا خوانده و آنها اجابت كردند و ايشان را تشويق فرموده و آنان مشتاق شدند و از آنها خواست برخيزند، برخاستند و علايق را قطع كردند و از خلايق جدا شده، رو به خانه او آوردند، خانهاى كه خداوند امر آن را بزرگ شمرده و شأن آن را عظيم داشته و قدر آن را رفيع گردانيده است، تا لقاى خانه در برابر فقدان لقاى پروردگار خانه، تسلّى خاطر باشد و اين تا زمانى است كه به غايت