45چنانستى كه اللّٰه گفتى: بندۀ من اكنون كه جرم كردى، بارى دست در حبل حلم من زن و مغفرت خواه تا بيامرزم، كه هر كس كه آن كند كه سزاى وى باشد؛ سزاى تو نابكارى و سزاى من آمرزگارى [ است] : قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلىٰ شٰاكِلَتِهِ . بندۀ من! اگر... عذرخواهى، عذر از تو و عفو از من؛ جرم از تو و ستر از من؛ ضعف از تو و برّ از من؛ عجز از تو و لطف از من؛ جهد از تو و عون از من؛ قصد از تو و حلم از من؛ بندۀ من چندان دارد كه عذرى بر زبان آرى و هراسى در دل و قطرۀ آب گرد ديده بگردانى، پس كار [ به من] واگذار. بندۀ من! وعده دادم كه راست كردن بر من، كار كه پيوستم، تمام كردن بر من؛ بنا كه نهادم، داشتن بر من؛ تخم كه پر كندم به برآوردن بر من؛ چراغ كه افروختم، روشن داشتن بر من؛ در كه گشادم، بار دادن بر من؛ اكنون كه فرا گذاشتم، در گذشتن بر من؛ اكنون كه به دعا فرمودم، نيوشيدن بر من؛ اكنون كه به سؤال فرمودم، بخشيدن بر من؛ هر چه كردم، كردم، هر چه نكردم باقى بر من!» 1
تائب حجگزار، علاوه بر اينكه بايد آداب و شرايط توبۀ مخصوص به حج را مراعات كند، سزاوار است آداب عمومى «توبه» را نيز به جاى آورد و آن كند كه خدايش از او خواسته است و در به ثمر نشستن توبهاش، نصوحوار پا به وادى عصمت و دورى از گناه نهد و... .
احمد جام نامقى، يكى از صاحبدلان بلندپايه و روشنضمير قرن ششم، دربارۀ توبه مىنويسد:
«تائب را چنان بايد بود كه نفسى را از آن خويش، ضايع نگذارد و قبلۀ دل خويش را كردار بد خويش كند؛ مىنگرد كه چه كرده است، گفتار