42را اجرا كن و مظالم را باز گردان و نخست از همۀ گناهان خود به درگاه او توبه كن و علاقۀ خويش را از توجّه به آنچه غير اوست منقطع گردان، تا روى دل به او آورى؛ همچنان كه روى ظاهر را به سوى خانۀ او كردهاى.
اگر چنين نكنى بهرۀ تو از سفر حج در اوّل، جز رنج و تعب و در آخر، جز ردّ و طرد چيز ديگرى نخواهد بود. حجگزار، بايد علايق خود را از موطن خود چنان قطع كند كه گويا ديگر به آنجا باز نخواهد گشت و وصاياى خود را دربارۀ عائله و فرزندانش بنويسد... .
هنگام قطع علايق از موطن خود براى سفر حج. قطع علايق را براى سفر آخرت به ياد آورد؛ چه آن را در پيش رو دارد و آنچه را در اين سفر به جا مىآورد، به اميد تسهيل آن سفر است و آنچه ثابت و سرنوشتساز مىباشد، همان سفر آخرت است. از اين رو نبايد به هنگام آمادهشدن براى مسافرت حج، از آن سفر غافل بماند... [ بنابراين] ردّ مظالم كند و توبۀ خود را از همۀ گناهان براى خدا خالص سازد و بداند كه هر مظلمهاى، علاقهاى است و هر علاقه، مانند طلبكار حاضرى است كه گريبان او را گرفته و فرياد مىكند: به كجا مىروى؟ آيا قصد زيارت خانۀ شاه شاهان دارى، در حالى كه در خانۀ خود فرمان او را اجرا نمىكنى و آن را سبك مىشمارى و مهمل مىگذارى، يا آنكه شرم ندارى از اينكه همچون بندهاى گنهكار، بر او وارد شوى و او تو را برگرداند و نپذيرد؟». 1
احمد جام نامقى 2 در مورد «توبه» گويد: