37آن را موازنه نتوان كرد با نيّتى كه خدا را بود و به خداى بود 1».
نيتجۀ اخلاص، چيزى جز نور و پاكى و تقرّب به خدا نمىتواند باشد؛ چنان كه ابوالحسن خرقانى گفته است:
«شيخ گفت: دست در عمل زن تا اخلاص ظاهر شود.دست در اخلاص زن تا نور ظاهر شود 2».
كمالالدين حسين كاشفى بيهقى صاحب كتاب الرسالة العليّه نوشته است:
«اى عزيز! حج عوام ديگر است و حج خواصّ ديگر. حج عوام قصد كوى دوست است و حج خواص روى دوست. آن رفتن است به سراى او و اين رفتن است براى او.
اليكَ حَجّى لا بالبِيتِ و الحَجَر
لبّيك عاشقان به از احرام حاجيان
وصول به كعبۀ مثال و شهودى را بر طبق آن آداب و شرايطى مقرّر است «أدّبوا النفس أيّها الأصحاب / طُرُقُ العِشقِ كُلَّها آدابٌ.» [ \ همۀ