181حقوق عترت و ذريۀ او، يا فقراى امت او، يا چيزى از حقوق خدايى و حال آنكه تو در زيارت او مىگويى: «من آنچه را تو حلال شناختهاى، حلال مىدانم و آنچه را حرام فرمودهاى، حرام مىشمارم» و يا مىگويى:
«اى رسول خدا! من تو را زيارت مىكنم در صورتى كه به گمراهى مخالفين، تو بينا هستى». آيا تو اين مخالف گمراه نيستى؟ يا خويشتن را از جملۀ مخالفين استثنا مىكنى؟
يا در زيارت مىگويى: «پدرم، مادرم، جانم، مالم و فرزندانم فداى تو باد»، چگونه اين همه را فدا مىكنى و حال آنكه تو مخالف امر و نهى او، در مقدار كمى از مال خود هستى؟ و اگر به تو بفرمايد: اى دروغگو! آيا مرا گول مىزنى؟ آيا جواب تو چه خواهد بود؟ و بترس از اينكه در دعوى خود دروغگو باشى و در پيشگاه حضرت او، خلاف واقع بگويى و حال آنكه او دروغ را حرام فرموده است، و بدان كه دروغ گفتن به كسى كه عالم به دروغ است و مىداند كه دروغ مىگويى، استهزاى اوست و پناه بر خدا از اين خطرها.
«زيارت آن بزرگواران» امر عظيمى است و در اين باب روايت شده است كه: خداى تعالى دو مرتبه زائران آنها را زيارت مىكند. ولكن خطر آن هم بسى عظيم است. پس بترس كه به كوشش خودت در آن خطر واقع نشوى و آن را سبك نشمارى و حال آنكه او در نزد خدا بسى بزرگ است.
و مهمتر آنكه معرفت و عظمت او و علم را به حال خودت و نهادت محكم بدانى و آفات گفتار و كردار و حقايق دعوى خودت را بشناسى و اگر قادر بر اصلاح خود و كردارت نباشى، لامحاله به تقصير خودت معترف باش و شرمسارى مقصّران از پيشانى تو هويدا و خوف و خضوع