157خداست، در راه خدا ذبح نمايى. پس امر خدا را امتثال كن و به وعدۀ خدا، اميدوار باش كه در ازاء هر جزء قربانى، جزئى از وجودت از آتش جهنّم رهايى يابد و هر چه بيشتر قربانى كنى، رهايىات از عذاب، آسانتر خواهد بود».
عالم ربّانى مرحوم ملا احمد نراقى رحمه الله نيز گويد:
«[ حجگزار] چون ذبح قربانى كند، ياد آورد كه اين ذبح، اشاره به آن است كه به سبب حج، بر شيطان و نفس امّاره غالب گشتم و ايشان را كشتم و از عذاب الهى فارغ گشتم. پس در آن وقت سعى كند در توبه و بازگشت از اعمال قبيحه - كه سابق مرتكب بود - تا در اين اشاره صادق باشد و فىالجمله شيطان و نفس امّاره را ذليل كرده باشد و از اين جهت رسيده است كه علامت قبول حج، آن است كه حال آدمى بعد از حج بهتر از سابق گردد.
و در خبرى ديگر وارد است كه: «از علامت قبول حج، ترك معاصى است كه سابق مىكرد» و بدل كردن همنشينان بد را، به همنشينان خوب و مجالس لهو و غفلت را، به مجالسى كه در آن ياد خدا مىشود». 1
نقل است كه:
«بايزيد بسطامى يك شب در خلوتخانۀ مكاشفات، كمند شوق را بر كنگرۀ كبرياى او انداخت و آتش عشق در نهاد خود بر افروخت و زبان را از در عجز و درماندگى بگشاد و گفت: يا ربّ متى اصل اليك؟ بار خدايا! تا كى در آتش هجران تو سوزم؟ كى مرا شربت وصال دهى؟ به سرش ندا آمد كه بايزيد! هنوز تويى تو همراه تو است؛ اگر خواهى كه به ما