116آرى، سخن حق اين است. تا عمر دارى بكوش كه دلت را پاك نگاه دارى و از تيرگى و قساوت آن جلوگيرى نمايى، كه اگر دل تو آلوده به هوا و هوسها و خواهشهاى نفسانى و ظلمات گناه باشد، با چندين بار به مكّهرفتن هم، نتوانى آن را پاك و بىآلايش كنى.
شوق تو حزين از كشش كعبۀ گل نيست
دل كعبۀ عشق است، نگهدار ادبش را
ابوسعيد حسن بن حسين شيعى سبزوارى نيز گويد:
«ابراهيم خليل در ظاهر كعبهاى بنا كرد. جبّار جليل در باطن كعبهاى بنا كرد. دلها در سينهها بر مثال كعبه است. كعبه ابراهيم خليل از احجار و كعبۀ جبّار جليل از اسرار. آن كعبۀ مطاف اصناف خلايق است، اين كعبه مطاف الطاف خالق. آن كعبه قبلۀ خلق، اين كعبه منظور نظر حق. آنجا مسجد حرام، اينجا مشهد كرام. آنجا عرفات، اينجا تحيّات و كرامات. آنجا مقام خليل، اينجا مقام انعام جليل. آنجا چشمۀ زمزم، اينجا قدح الطاف دمادم. آنجا ركن يمانى، اينجا كنوز معانى.
سرّ عالم صورت، حرم است و سرّ حرم، مكّه و سرّ مكّه، كعبه.
سرّ عالم حقيقت قرآن است و سرّ قرآن، كلمه و سرّ كلمه، اللّٰه.
باديه «لا اله» بايد بريد و در باديه «الّا» ببايد رفت و از سر شوق اين باديه را به سر ببايد برد تا به كعبۀ اللّٰه برسى. آن گه مجرّدوار، طوافى از سر رجا و خوف ببايد آورد و نفس خود را پيش وقت خود قربان بايد كرد؛ امّا اين كار هر كسى نيست. اين را مردانى بايد كه سر به كونين فرو نيارند.
آنها كه در اين راه كمالى دارند
از مايۀ كونين ملالى دارند