79
«كُونُوا مِنَ السَّابِقِينَ بِالْخَيْرَاتِ وَ كُونُوا وَرِقاً لاٰ شَوْكَ فِيهِ، فَإِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ كَانُوا وَرِقاً لاٰ شَوْكَ فِيهِ، وَ قَدْ خِفْتُ أَنْ تَكُونُوا شَوْكاً لاٰ وَرِقَ فِيهِ وَ كُونُوا دُعَاةً إِلَى رَبِّكُمْ وَ أَدْخِلُوا النَّاسَ فِي الْإِسْلاَمِ وَ لاٰ تُخْرِجُوهُمْ مِنْهُ وَ كَذَلِكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ يُدْخِلُونَ النَّاسَ فِي الْإِسْلاَمِ وَ لاٰ يُخْرِجُونَهُمْ مِنْهُ». 1
«به خوبىها پيشى گيريد، برگى باشيد كه خار ندارد، آنها كه پيش از شما بودند (شيعيان پيشين) برگ بىخار بودند و من بيم آن دارم كه شما خارى باشيد كه برگ ندارد. مردم را به خدايتان دعوت كنيد، مردم را در اسلام وارد سازيد و از اسلام خارج نكنيد.»
9 - آثار تبليغ عملى
رفتار نيكو با ديگران، بهگونهاى مؤثر است كه حتى اگر آنها از مخالفان مذهب يا افراد غير مسلمان باشند، كمتر اتفاق مىافتد كه تحت تأثير قرار نگيرند. در اين باره از سيرۀ معصومين موارد بيشمارى نقل شده است كه در اينجا به دو نمونه اشاره مىشود:
الف - اميرمؤمنان عليه السلام با مردى ذمّى همراه شد. ذمّى گفت: اى بندۀخدا، مقصدت كجاست؟ فرمود: كوفه. همينكه بر سر دو راهى رسيدند و در آنجا راه امام از آن مرد جدا مىشد، حضرت مرد ذمى را همراهى كرد. آن مرد گفت: مگر شما قصد كوفه نداشتيد؟ فرمود: چرا وليكن از حق مصاحبت اين است كه انسان همسفرش را چند قدمى مشايعت كند و پيامبرمان ما را