63تبليغِ بدون عمل، در آخرت نيز موجب حسرت و ندامت است؛ چنانكه امام باقر عليه السلام فرمود: «أَنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلاً ثُمَّ يُخٰالِفُهُ إِلَى غَيْرِهِ». 1بنابراين، مبلّغ بايد «اسوۀ حسنه» باشد؛ همانگونه كه خداوند پيامبر گرامى را با اين عنوان ستوده است و مبلّغ كه كار پيامبرانه مىكند بايد به پيامبر تأسى جويد تا رفتارش مردم را جذب كند و در قلوب مؤثر افتد.
آنچه دعوت اسلام را در صدر نخستين گسترش داد، معارف حقّۀ آيين حنيف بود كه با فطرت پاك انسانها همخوانى داشت و سيرۀ مباركۀ نبوى و پيروان صادق آن حضرت كه تجسّم عينى دعوت بودند دلهاى سرگردان را جذبكردند تا جمال جميل مكتب را در سيره عملى آن پيشوايان به تماشا نشيند. خُلق نيكو، تواضع، وارستگى، صبر و عفو و مدارا و ساير خصال خجستۀ نبوى بود كه مردم جاهليت را دگرگون ساخت و به اسلام فراخواند؛ همانگونه كه تضاد در قول و عمل و سيره نامشروع حاكمان جور و رهروان راهشان چهرۀ نامطلوبى از اسلام ترسيم كرد و مانع گسترش اسلام در پهنۀ گيتى شدند. با اين حال، آنچه تبليغ اسلام مديون آن مىباشد، همانا معارف حقۀ دين است و سيرۀ عملى صالحانى كه از پس حجابهاى ظلمانى جهل و جور حاكمان درخشيدند و حقانيت آيين آسمانى را گواهى دادند.
بارى تبليغ عملى، پشتوانۀ تبليغ زبانى و فرهنگى است كه براى هر زمان و مكان و هر عصر و نسل، بايد ملاك عمل باشد و مبلّغان در اين زمينه مسؤوليت سنگينترى بر دوش دارند.