27خصوص عمروبن ابى مقدام چنين روايت مىكند: در آنروز امامصادق عليه السلام خطاب به مردم با صداى بلند مىگفت:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَانَ الْإِمَامَ، ثُمَّ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، ثُمَّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ عليه السلام ، ثُمَّ هَهْ».
اين جملات را سهبار و به چهار سوى؛ از پيشرو و پشت سر و راست و چپ تكرار كرد كه در مجموع دوازده بار سخن آن حضرت به گوش مردم رسيد. 1
در كتب سيره و حديث، شواهد بسيارِ ديگرى را مىتوان يافت كه امامان معصوم عليهم السلام در موسم حج و در عرفات و منا و در حال طواف، مردم را به ولايت اهلبيت توجه مىدادند. شيعيان آزاده و شعراى اهلبيت نيز از اين سيره پيروى كردند. فرزدق، شاعر آزاده و بلند آوازه، قصيدۀ تاريخى خود را در كنار كعبه بالبداهه سرود؛ آنگاه كه هشامبن عبدالملك در پاسخ آن مرد شامى كه عظمت زينالعابدين عليه السلام را ديد و از او خواست وى را معرفى كند و هشام از روى كينه و حسد اظهار بىاطلاعى كرد! و فرزدق او را پاسخ داد و اين پيام رسانىِ به هنگام را ابن خلكان در كتاب «وفيات الاعيان» آورده و گويد: «فرزدق با شعر خود، كارى بزرگ كرد كه اميد مىرود پاداش آن بهشت باشد!» 2 مطلع قصيده «ميميۀ» فرزدق اين بيت است: