203كه درقصص قرآنى آمده، اين جريانها را بيان و تفسير مىكند. در اسلام نيز موانع تبليغِ دينى، عمدتاً از سوى اقطاب قدرت و ثروت هدايت مىشده است و درد و رنجهاى رسالت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله طى بيست و سه سال دعوت، تاريخ پرماجرايى از اين درگيرىها را رقم مىزند كه مشركان و منافقان در پوشش بت پرستى و تعصبات قبيلهاى جريان ضدّ تبليغ را سامان مىدادهاند. اين جريان پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز از سوى زورمندان و زرمداران وارث جاهليت و حكام اموى و عباسى و عواملشان ادامه يافته و بعدها نيز در صورتهاى گوناگون استمرار داشته و دارد.
در كنار اين موانع، كارشكنىهاى اهل كتاب و سازمانهاى صليبى و تبشيرى با سوابق ممتد و وسايل رسانهاى بيگانه را بايد برشمرد كه امروزه از چهار گوشۀ جهان به تحريف و تزوير و تبليغات مسموم و گمراه كننده سرگرماند.
علاوهبر اينها، جريانهاى تحجّرگرا؛ چون سلفىگرى و وهابيت هستند كهسهم كلانى از فعاليتهايشان در تبليغات گمراه كننده و تفرقهانگيز و تهمت و افترا نسبت به شيعه و مشوّه جلوهدادن انديشههاى والاى تشيّع است.
شايان توجه است كه تبليغات ناب اسلامى، با اينكه سازمان منظّمى نداشته وبا موانع بسيارى مواجه بوده است، به دليل نورانيت و معنويت، همچون نسيم بهاران بردشت و هامون و زيده و مناطق سرسبز و نهالهاى ثمربخشى را پديد آورده و همچون باران، زمينهاى خشك و تفتيده را زنده و استعدادهاى مرده را حيات بخشيده است كه آثار آن را امروزه در جهان مىبينيم.
با اين حال، مظلوميت اسلام در تبليغات كنونى تأسف بار و درد آور است.
رسالتداران دينى و مبلّغان اسلامى با درك اين حقيقت و با توجه به