192بسيارى برخوردار است. امروزه تبليغ به صورت يك دانش و فن، با گرايش علمى مطرح شده كه ناآگاهى از اصول و مبانى و شيوههاى آن، چالشى بر سر راه تبليغات است. در زمانى كه سازمانها و تشكيلات تبليغاتىِ جهانى، با ارقام نجومىِ پايگاهها و ابزارها در صحنههاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى و نظامى بىوقفه در كار شستوشوى مغزى انسانها هستند، نمىتوان بدون روشهاى علمى و مهارتهاى لازم و داشتن تخصص و ابزارهاى مناسب در حد لزوم و انتظار به تبليغ دين پرداخت. در حالى كه هزاران نيروى متخصص و سازمانهاى گسترده در صدد تحميل منويات و مقاصد خود بر انسانها هستند تا آنان را در جهت اهداف ضدّ دين و اخلاق هدايت كنند و محيط مناسب براى ترويج و اشاعۀ فرهنگ و آداب و عادات مورد نظر فراهم آورند و با اين اهداف با شبكههاى اطلاعاتى وسيع، جامعهها را شناسايى مىكنند و با روانشناسى فردى و اجتماعى زمينۀ نفوذ و تسخير و استحالۀ آنان را فراهم مىسازند تا آنجا كه حتى از نوع رنگها بر حسب اختلاف و اقليمها براى جذب مخاطبان خود بهره مىگيرند تا نظام سلطه و تجاوز را تحكيم ببخشند. حال در اين اوضاع و احوال آيا مىتوان بدون آييننامه و شيوهشناسى و روانشناسى و ابزارشناسى به تبليغ دين پرداخت؟ با اينكه عالِم به زمان بودن و رعايت مقتضيات عصر، از اصول پذيرفته شده در فرهنگ اسلام است و روايات بر آن تأكيد مىورزد.
داشتن سازمان تبليغى، كه از پشتوانۀ علمى و تجربى برخوردار باشد، مانع هدر دادن نيروها و فرصتها شده و تبليغات را هدفمند و مؤثر مىسازد؛ متأسفانه تبليغات اسلامى در حال حاضر با چالش تشكيلاتى روبرو است. اسلام با آن غناى فرهنگى و معنوى، و كشورها