183«هرگاه سخن با نيت سخنگو منطبق باشد، شنونده آن را مىپذيرد و هرگاه بر خلاف آن باشد در دلها به خوبى جايگزين نگردد.»
بنابراين، از سوز دل سخن گفتن و با عمل آن را تأييد كردن، مىتواند دلها را به تسخير خطيب درآورد و در چنين صورتى است كه احساسات مخاطب را جذب و در جهت مطلوب، تحريك و هدايت مىكند.
همانگونه كه از معلمان بزرگ و مربيان اخلاق خوانده و شنيدهايم كه مواعظ آنها بهگونهاى دلها را تحت تأثير قرار مىداده كه اشگها را جارى مىساخته و گاه تا مرحلۀ جانباختن مىبرده است. مانند حديث همام كه يكى از ياران اميرالمؤمنين بود و با شنيدن خطبۀ متقين قالب تهى كرد و امام فرمود: «أَ هَكَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ الْبَالِغَةُ بِأَهْلِهَا». 1
و اما در خصوص شورآفرينى خطابه، امام صادق عليه السلام در توصيف خطابۀ پيامبر مىفرمايد:
«هنگام سخنرانى صداى خود را بلند مىكرد و گونههايش قرمز مىشد بهطورى كه گويى لشكرى را هشدار مىدهد. مىفرمود:
قيامت، بامداد و شامگاه به شما روى كرده است. سپس در حالى كه انگشت شهادت و وسط را جمع مىكرد، مىفرمود: ميان بعثت من و قيامت به قدر اين دو انگشت فاصله است، هر كس ثروتى بر جاى نهاده، براى خانوادهاش باشد و هر كس دَينى به جاى گذاشته، بر عهدۀ من و به سوى من خواهد بود.» 2