175
بِأَهْوَنِ سَعْيِهِ». 1
«آن كس كه چيزى را بشناسد، دربارۀ آن كم صحبت مىكند و بليغ از اين جهت گفتهاند كه با كمترين تلاش به مقصود خود مىرسد.»
همانگونه كه ملاحظه كرديم، در اين روايات بهترين تعريف از بلاغت شده است كه با لغت و روح زبان و منطق و عرف بيشترين مناسبت را دارد و اين صحيحتر از تعريفى است كه بلاغت را به معناى ايراد سخن به مقتضاى حال تفسير مىكند.
د - واضح و شفاف گفتن
از محسّنات خطابه، گويا و قابل فهم بودن آن براى همۀ مخاطبان است؛ يعنى به زبان مردم حرف زدن، همانگونه كه قرآن كريم دربارۀ رسالت پيامبران فرمود: وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ بِلِسٰانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ... 2 از آنجا كه هدف تبليغ و سخنورى، رساندن و فهماندن و ارشاد مخاطب است، بايد سخن خطيب تحقّق بخش اين هدف باشد...
در توصيف گفتار پيامبر خدا گفتهاند: كلام آن حضرت روشن و آشكار بود، بهگونهاى كه هركس آن را مىشنيد مىفهميد. 3 آنحضرت مسلسل وپيوسته سخن نمىگفت، بلكه شمرده حرف مىزد و هركس مىشنيد آن را حفظ مىكرد، «مٰا كٰانَ رَسُولُ اللّٰهِ يَسْرُدُ الْحَدِيثَ كَسَرْدِكُمْ هٰذٰا، يُحَدِّثُ حَدِيثاً لِوَعْدِهِ الْعٰادِ لَأَحْصٰاهُ» 4