161به گفته يكى از نويسندگان عرب:
«تحوّلات سياسى، دينى و اجتماعى، به شكوفايى خطابه در اين عصر انجاميد؛ زيرا دعوت جديد همواره به سخنرانى نياز داشت كه تعاليم آن را به مردم برساند. اسلام، انقلابى عميق در فرهنگ عرب پديد آورد و مفاهيم خوب و بد را جايگزين نام و ننگ ساخت؛ همانگونه كه سير و سلوك افراد را به كنترل درآورد و معناى وجود وزندگى را براى انسان تبيين كرد و با معيارهاى جديد، اين دو را ارزش و روحى ديگر بخشيد.» 1
از ويژگىهاى خطابۀ اسلامى، تضمين آيات و روايات است.
جاحظ مىگويد: به نظر مسلمانان، از محسّنات خطابه اين است كه مشتمل بر تعدادى از آيات قرآن باشد تا كلام را شكوه و وقار و ظرافت و شيوايى بخشد. 2
تاريخ دعوت اسلام ودعوتگران بهآيين حنيف، مشتمل بر خطابهها و سخنرانىهايى است كه در فرصتها و مناسبتهاى مختلف ايراد شده و نقش پيامرسانى ايفا كرده است. مشهورترين آن، خطبههاى امير مؤمنان عليه السلام است كه بخشى از آن (241 خطبه) در فصل نخستين نهج البلاغه گردآورى شده است. اين ميراث گرانسنگ اسلام و ولايت، همچون جويبارى در بستر تاريخ فرهنگ و انديشۀ اسلامى جريان داشته و سخنوران و خطيبانِ توانمندى را پرورش داده است.
ابن ابى الحديد مىنويسد: على عليه السلام پيشواى سخنسازان و خطبه