156
لَهَبٍ وَ تَبَّ ...
وَ امْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ الْحَطَبِ 1.
شعائر «جمع شعيره» به معناى آداب و مراسم دينى است و عبارت است از آنچه نام خدا و علامت اسلام بر آن نهاده شده باشد؛ چنانكه دربارۀ صفا و مروه فرموده است: إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ... 2 و شتر قربانى كه علامت نهاده شده از شعائر اللّٰه است: وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... 3 شعائر را نمىتوان به موارد خاص محدود ساخت بلكه دامنۀ گسترده دارد. با اين نگرش، كعبه و مناسك و مشاعر حج، مسجد و منبر، جمعه و جماعت، نماز و اذان و اقامه، اعياد و مواليد و وفيات و مجالس سوگوارى و ذكر مناقب و مصائب، نامگذارىهاى اشخاص يا اشيا، كه به موجب تداعى معانى پل ارتباطى افراد با مكتب و ارزشهاى دينى مىباشند و هر علامت ديگر دينى چون تصاوير حرمين شريفين، تابلوها و پرچمهاى مزين به نام خدا جزو شعائرند. به همين دليل است كه قرآن كريم تعظيم شعائر را نشانه تقوى دانسته است ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ 4 شعائر اسلامى در سيماى مؤمنان و لباس پوشيدن و تكلّم و تعارف آنها نيز بايد منعكس باشد. همانگونه كه پيامبر خدا فرمود: «غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لاٰ تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ» 5 بنابراين، حتى رنگ مو اگر نشانۀ مسلمانى باشد، مورد ستايش است و تشبّه به كفّار حتى در لباس پوشيدن و آداب معاشرت جزو منهيات فقه است و مهمتر از همه،