131«شخص مؤمن، صدقهاى به كسى نداده كه نزد خداوند محبوبتر باشد از موعظهاى كه گروهى را با آن اندرز مىدهد و آنها متفرّق مىشوند و خداوند آن را به حالشان سودمند قرار مىدهد و اين بر عبادت يك سال برترى دارد.» 1
زير بناى موعظه
قابل ذكر است كه هر چند موعظه با احساسات مخاطب سروكار دارد و عواطف را بر مىانگيزد اما زير بناى موعظه دينى مبانى عقلى است كه مخاطب از پيش آنها را پذيرفته، و موعظه تذكار آن چيزى است كه در ضمير مخاطب وجود دارد و با ايمان و عقل همراهى مىشود و لذا در مواعظ قرآنى به بهرهگيرى از عقل توصيه شده است:
قُلْ إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ مَثْنىٰ وَ فُرٰادىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا 2
تمايز حكمت و موعظه
موعظه از چند جهت با حكمت تمايز دارد: حكمت بر عقل و برهان متكى است اما موعظه بر احساس، و مربى مىكوشد با استفاده از شيوههاى روانشناختى و پندهاى عطوفتآميز عواطف مخاطب را متاثر سازد. حكمت تعليم است اما موعظه تذكر و توجه دادن مخاطب به