113
كَلاَمِنَا لَاتَّبَعُونَا». 1
«خدا رحمت كند بندهاى را كه امر ما را زنده كند. راوى حديث مىگويد: پرسيدم: چگونه امر شما را احيا كند؟ فرمود: دانشهاى ما را فرا گيرد و به مردم آموزش دهد؛ زيرا اگر مردم زيبايىهاى سخن ما را مىدانستند، از ما پيروى مىكردند.»
جوامع روايىِ ما، سرشار از معارف اسلامى، رهنمودهاى اخلاقى و تربيتى و سرچشمۀ جوشان معرفت براى هر عصر و نسل است و مبلّغان نبايد از اين منبع فيّاض غفلت ورزند، همانگونه كه سيرۀ عملى پيشوايان دين نيز تبلورى عينى است از اين معارف و حقايق.
جالب اينجا است كه محتواى غنى پيام تبليغىِ اسلام، در عباراتى زيبا و در عين حال موجز و كوتاه و بدور از اطناب، بيان شده و اين نيز براى مبلّغان سرمشق است كه مخاطب را با اطالۀ سخن و پراكندهگوئى خسته نكرده و جان كلام و عصارۀ سخن و روح پيام را، با رساترين بيان منتقل نمايند و با مطالعه و كاوش در متون اسلامى، مىتوان ناگفتهها را يافت و با نوآورى مخاطب را جذب كرد و از تكرار مكررّات و بسيار گفته غير ضرورى پرهيز نمود.
هر چند تكرار، خود يكى از شيوههاى تبليغ است اما اين تكرار، در مواقع ضرورت مؤثر است، آنهم زمانى كه بهگونههاى مختلف و عبارات متنوّع بيان شود؛ همانگونه كه قرآن اين شيوه را در ابلاغ پيام به كار برده است، مثلاً قرآن كريم در موارد بسيارى به نماز فرمان داده اما در هر جايى بهگونهاى خاص و عبارتى متفاوت و زمينهسازيهاى متناسب مسألۀ نماز و اهميت آن را مطرح ساخته است.