109ميان بندگان است، كه به وسيلۀ آن با بندگان خويش مصافحه مىكند، همانطور كه كسى با بنده يا مردى مصافحه مىكند و خداوند بر اداى اين تكليف، گواه است.
در قرآن كريم هم دربارۀ بيعت مؤمنان با پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ، إنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ، يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ. 1
آنان كه با تو بيعت مىكنند، در حقيقت با خدا بيعت مىكنند و دست خدا، بالاى دست آنهاست.
آيا منظور از «دست خدا» قدرت و نصرت و يارى اوست؟ يا همانطور كه اين گونه كنايهها در ادبيات عرب و فارسى هم معمول است، كه براى قرارداد هر معاملهاى افراد به هم دست مىدهند، تا اعلام وفادارى و تعهّد كنند، اين جا هم از اين تمثيل استفاده شده، كه اين تفسير هم مطلوب به نظر مىرسد.
به هر حال، بوسيدن حجرالاسود، يا اشاره كردن به سوى آن و گفتن:
بِسْمِ اللّٰهِ وَاللّٰهُ اكْبَر، كه در بيان امام باقر عليه السلام آمده 2 و يا عبارت: بِسْمِ اللّٰهِ وَاللّٰهُ كْبَرُ كه اهل سنّت طبق روايت، آن را معمول مىدارند. 3 هر كدام اداى تكليف، اظهار ارادت و بندگى و داراى پاداش است. امّا استلام حجر، كه وقتى از امام رضا عليه السلام از فلسفۀ آن سؤال مىشود، مىفرمايد: وقتى خداوند متعال از فرزندان آدم پيمان بندگى گرفت، حجرالاسود را فرستاد و بدين خاطر، مردم را مكلّف ساخت با آن تجديد بيعت و عهد كنند و بدين