58فرمود : نيت داشتى كه هم اكنون كنار مرز عبادت رسيده و بايد از آن پس چشم از گناه پوشيد ؟ گفت : نه.
فرمود : در واقع بر سر آن چاه نرفته و از آبش نياشاميدهاى.
آن گاه فرمود : بين صفا و مروه سعى كردى ؟ گفت : آرى.
فرمود : آيا در آن وقت نيت داشتى كه در حال بيم و اميد در پيشگاه الهى قدم مىزنى، در انديشۀ اين كه آيا مرا مىپذيرند يا نه، رفت و آمد مىكردى ؟گفت : نه.
فرمود : در حقيقت سعى صفا و مروه نكرده و در آن جايگاه باعظمت قدم نزدهاى.
سپس فرمود : اى شبلى ! آيا به سرزمين منى رفتى ؟گفت : آرى.
فرمود : آيا در آنجا توجه داشتى كه مردم مسلمان را از خطر دست و زبانت ايمن بدارى ؟گفت : نه.
فرمود : پس به منى نرفتى.
آن گاه فرمود : به زمين عرفات وقوف كردى و خود را آمادۀ پذيرفتن رحمت الهى نمودى و وادى نَمِره را شناختى و حضرت دوست را در نزد علائم و نشانهها خواندى ؟گفت : آرى، اين برنامهها را انجام دادم.
فرمود : آيا در موقف عرفات كه مقام عرفان و شناسايى است دانستى كه خداى عزيز چه برنامههاى فوق العادهاى از علوم و معارف را براى رشد و تكامل انسان قرار داده و بيدار بودى كه يار بر تمام اسرار تو آگاه است و فرداست كه نامۀ اعمال و پروندۀ كردارت را به دستت خواهد داد ؟ گفت : نه.