48نقش بسته شده است فروخته مىشود، و بورخارت از اين فروشگاه يك قطعه عكس و چند بطرى آب زمزم خريدارى كرده است.
نگاهى به تحليل بورخارت از ساكنين مكه
بورخارت در سفرنامۀ خود بيش از 70 صفحۀ آن را به بررسى و گزارش وضعيت اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى و طبقات جامعۀ ساكن مكه اختصاص داده است كه ما فشردۀ آن را ارائه مىدهيم:
او مىگويد آنچه دربارۀ شهروندان كنونى مكه مىتوان گفت آن است كه همگى بيگانگان و غريبانى هستند كه به مكه هجرت كرده و در آن سكونت گزيدهاند، اما قبائل گوناگون قريش كه پيشتر در آن بودهاند، امروزه به علت هجرت و از هم پاشيدگىشان، ديگر اثرى از آنان در مكه نمىتوان يافت، ليكن در حومۀ مكه و شهركهاى اطراف آن مىتوان برخى از ساكنين اصلى - و بويژه قبائل بدوى - آن را يافت و آن گونه كه بورخارت مىگويد، در شهر مكه تنها سه خانوادۀ قريشى وجود داشته كه بزرگ يكى از اين خانوادهها منصب «نائب الحرم» را عهدهدار بوده است، اما بيشتر مردمان ساكن در مكه از اهالى يمن و حضرموت بوده و پس از اينها گروههايى از مردمان هند، مصر، سوريه، مغرب و تركها بودهاند. افزون بر اينها تعدادى خانوار تبار ايرانى و تاتارى و بخارى و كردى و افغانى و از ديگر كشورهاى اسلامى نيز زندگى مىكردهاند. ليكن قديميترين نژاد مكى، كه تا اين زمان در مكه ساكن هستند، خانوادۀ شرفا مىباشند. اين خانوادۀ اصيل كه از دو تيرۀ حسنى و حُسينى تشكيل يافتهاند، نسب آنان به حضرت على بن ابىطالب - ع - مىرسد.
بورخارت در بخشى از سفرنامۀ خود به توصيف چهره و شكل و