92زهير، از دلاوران نامى اسلام بود كه در فتح ارمنستان و آذربايجان شركت داشت.
او پس از شنيدن خبر از پاى درآمدن عثمان، لشكر را تحت فرماندهى خود از ارمنستان به مداين بازگرداند. اين جمعيت چون نسبت به اوضاع جارى مدينه و رخدادهاى جديد آن ناآشنا بودند، دچار حيرت و سردرگمى شدند، لذا در بيرون شهر، در ميان نخلستانى خيمه زده، به بررسى اوضاع پرداختند. بعضى به عبادت پرداختند و نمىدانستند كه چه پيشآمده است و گروهى نيز در مقام خونخواهى عثمان برآمدند.
برخى زهيربن قين را عثمانى دانستهاند و اين بدانجهت است كه او در آن زمان به حمايت از حكومت اميرالمؤمنين برنخاست. گروهى نيز نوشتهاند كه زهير در شمار خونخواهان عثمان بود.
زهير،جزدر دوران خلافت مولا على عليه السلام كه در شمار خونخواهان عثمان بود، همواره در راه حق گام برداشت و ولايت و محبّت امام حسين عليه السلام موجب نجات وى گرديد.
طبرى مىنويسد: در غروب تاسوعا، يكى از مزدوران عمربن سعد، به نام عزره به زهير گفت: اى زهير، تو كه در صف شيعيان اهلبيت قرار نداشتى و عثمانى بودى. 1 گفت:
پيشآمدى تا اين سخن را بگويى! آرى، من از آنان بودم ولى خداوند هدايتم كرد.
در برخى از نسخ چنين آمده است: «ولكنّ الطريق جمع بينى وبينه»؛ «راه، ميان من او، پيوند آفريد و مرا توفيق وصال داد.»
* * *
رسول خدا صلى الله عليه و آله با ياران خود از محلى عبور مىكردند، كه زهير بن قين را، در حالى كه مشغول بازى بود، مورد نوازش قرار دادند. ياران پرسيدند: اين طفل كيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ دادند: او كسى است كه حسين مرا بسيار دوست مىدارد و ديدم كه روزى خاك زير پاى حسين را بوسه زد. جبرئيل به من خبر داد كه او در كربلا در يارى حسين شهيد مىگردد. 2
جمعيتى، مركب از افراد قبيلۀ بنىفزاره، به سركردگى زهيربن قين از حجاز به طرف عراق در حركت بود، آنان هميشه در باراندازها كمى دورتر از قافلۀ انقلاب كربلا بار