49ابن شعثاء با عصبانيت و خشم تمام، به ميدان تاخت اما عباس با چالاكى خاص خود، وى را نيز از كمر دو نيم كرد. 1
لشكر معاويه با تعجب نظاره مىكرد تا دريابد كه آن جوان كيست؟ و همگان متوجه شدند كه او «قمر بنىهاشم» عباس بن على است. 2
بهنوشتۀ برخى از مورّخان، عباس در كربلا حدود سى و پنج سال داشت 3 و به قولى سى و چهار ساله 4 بود.
او در ركاب امام حسين عليه السلام حضور فعال داشت و از خود ايثار و سلحشورى زايدالوصفى بروز داد.
ابوالفضل عليه السلام در شب عاشورا، هنگام اعلام حلّ بيعت از جاى برخاست و به خطاب به امام عليه السلام اظهار داشت: «وَ لِمَ نَفْعَلُ ذٰلِكَ؟ لِنَبْقىٰ بَعْدَكَ؟ لاٰ أَرٰانٰا اللّٰهُ ذٰلِكَ أَبَداً»؛ 5«چرا چنين كنيم؟ آيا از تو جدا شويم تا پس از تو زنده بمانيم؟ نه، هرگز خدا چنين روزى را براى ما نياورد!»
مقام عباس عليه السلام
در مقام عباس عليه السلام همين بس كه دو امام معصوم بر بازوى وى بوسه زدند؛ نخست، در آغازين لحظههاى تولدش بود كه اميرالمؤمنين عليه السلام بازوانش را بوسيد. بعضى از مورّخان نوشتهاند: هنگامى كه قنداقۀ ابوالفضل را بهدست پدرش على عليه السلام دادند، او نخست در گوش راست و چپش اذان و اقامه گفت و سپس نامش را عباس نهاد و سپس بازوان كوچكش را بوسيد و اشك ريخت؛ «- ثُمَّ قَبَّلَ يَدَيْهِ وَاسْتَعْبَرَ وَ بَكىٰ». 6