360آغاز و انجام آفرينش به خاطر ما صورت پذيرفته است، ولى يزيد فاسق، شرابخوار، آدمكش است و آشكارا به فسق و فجور مشغول است؛ شخصيتى همچون من، با او بيعت نخواهد كرد. ليكن فردا كه فرا رسيد، ما و شما خواهيم ديد كه كداميك از ما سزاوار خلافت و بيعتيم.»
فرداى همان شب بود كه مروان در بازار مدينه امام عليه السلام را ديد، از در خيرخواهى درآمد و گفت: «با يزيد بيعت كن». امام عليه السلام باز هم صريح پاسخ دادند:
«إنّا للّٰهِِ وإنّا إلَيْهِ راجعُون، و عَلَى الاِسلام السّلام إذا (إذْ قَد) بُلِيتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مثل يزيد، و لقد سَمِعْتُ جَدّي رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله يقول: الخلافةُ مُحَرَّمَةٌ على آل أبيسفيان». 1
«ما از خداييم و به سوى او بازمىگرديم، فاتحه اسلام را بايد خواند كه جرثومهاى همچون يزيد، در رأس حكومت اسلامى قرار گيرد و البته از جدّم - رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله - شنيدم كه فرمودند: خلافت برآلِ ابىسفيان حرام است.»
مروان جريان فوق را به وليد گزارش داد، وليد هم در نامهاى به يزيد نوشت:
«حسين بن على تو را شايستۀ خلافت نمىداند، نظر خود را در اين مورد بنويس».
يزيد نيز در پاسخ اين نامه نوشت:
«اما بعد، هنگامى كه نامهام به دستت رسيد، هرچه زودتر پاسخ آن را بنويس و فهرستى از نام كسانى كه با ما بيعت كردهاند و نيز اسامى آنان كه از بيعت طفره رفتهاند را همراه با سرِ حُسينبن على برايم بفرست، والسلام.» 2
- دقت در نامههايى كه ميان والى مدينه و زمامدارِ خودسر شام، ردّ و بدل شد و همچنين دقت در سخنان امام عليه السلام در برابر والى مدينه و مروان (والى سابق مدينه) اين حقيقت را آشكارمى سازد كه: